امروز اگر ولفگانگ گولیش، سنگنورد آلمانی، زنده بود، ۶۵ ساله میشد. او با صعودهای جسورانه و روشهای نوآورانه تمرین، سنگ نوردی ورزشی را دگرگون کرد و میراثی ماندگار از خود به جا گذاشت. گولیش با صعودهای بی پروا در آلپ، یوسمیتی(Yosemite)، فرانکنیورا(Frankenjura)، پاتاگونیا(Patagonia) و قله های دورافتاده قراقروم(Karakoram)، مرزهای سنگ نوردی را جابهجا کرد.
گولیش در سالهای آغازین
گولیش در ۲۴ اکتبر ۱۹۶۰ در شهر لودویگسهافن آم راین(Ludwigshafen am Rhein) آلمان به دنیا آمد. پدرش او را در سن ۱۳ سالگی با صعود مصنوعی آشنا کرد و به او یاد داد چگونه با استفاده از ابزار، از صخرههای ماسهسنگی منطقه زودپفالز(Sudpfalz) بالا برود. گولیش همراه با برادرش آخر هفتهها را به صعود از این صخرهها میگذراند.
او در ۱۵ سالگی صعودهای انفرادی انجام میداد و در ۱۶ سالگی صعود آزاد را آغاز کرد. در سال ۱۹۷۷، برادرش – در حالی که هر دو در زودپفالز در حال صعود بودند – در یک حادثه کوهنوردی جان باخت؛ رویدادی که تأثیر عمیقی بر زندگی گولیش گذاشت.
در کوهپیما بخوانید: آشنایی با تکنیک دست به سنگ
صعود به فرانکن یورا(Frankenjura)
گولیش در اوایل دهه ۱۹۸۰، به منطقه صخرهای فرانکنیورا در شمال بایرن نقل مکان کرد. او در آنجا به کورت آلبرت(پیشگام روش «Red Point») و جری موفات که از سنگنوردان برجسته بودند پیوست. گولیش و آلبرت که هر دو نگاهی پیشرو و علاقهای مشترک به صعود آزاد داشتند. همین نکته باعث شد تا مسیرهای متعددی را برای نخستین بار بگشایند.
در دهه ۱۹۸۰، سنگنوردی ورزشی موضوعی بحثبرانگیز بود: سنتگرایان استفاده از میخ و رول را نوعی «تقلب» میدانستند، اما فلسفه ردپوینتِ گولیش و آلبرت (صعود آزاد با ابزار از پیش نصبشده) اخلاق این ورزش را بازتعریف کرد. در ردپوینت، سنگنورد مسیر را پیش از صعود نهایی تمرین میکند تا بتواند آن را بدون سقوط و بدون استفاده از ابزار صعود کند؛ مهارتی که گولیش در آن استاد بود.
در سال ۱۹۸۴، گولیش مسیر «Kanal im Rücken» با درجه b/5.13d8 را در فرانکن یورا صعود کرد که نخستین صعود جهان در آن درجه بود. در ۱۹۸۵، مسیر «Punks in the Gym» با درجه b+/5.14a8 را در کوه آراپیلز(Arapiles) استرالیا صعود کرد؛ باز هم نخستین در نوع خود. همچنین در سال ۱۹۸۷، مسیر «Wall street» با درجه c/5.14b8 را در فرانکن یورا صعود کرد.
اما شاهکار گولیش در سال ۱۹۹۱ رقم خورد، زمانی که مسیر افسانهای «Action Directe» با درجه a/5.14d9 را در منطقه والدکُپ(Waldkopf) فرانکن یورا صعود کرد؛ مسیری ۱۵ متری با شیب ۴۵ درجه و گیرههایی بسیار کوچک. این مسیر تا به امروز یکی از معیارهای اصلی برای نخبگان سنگنوردی جهان باقی مانده است.
تخته کمپوس(The Campus Board)، اختراع گولیش
موفقیت گولیش فقط حاصل توانایی بدنیاش نبود. او بینشی علمی به سنگ نوردی داشت و برای بهبود عملکردش، بیومکانیک، روانشناسی و حتی فلسفه شرق را مطالعه میکرد. گولیش برای صعود مسیر دشوار «Action Directe» با گیرههای انگشتی بسیار سخت، در سال ۱۹۸۸ تخته کمپوس (Campus Board) را اختراع کرد. وسیلهای ساده شامل چند پله چوبی که در باشگاهی به نام «Campus» در شهر نورنبرگ نصب شد. گولیش با این ابزار که برای تقویت – انفجاری – انگشتها بدون استفاده از پا طراحی شده بود، تمرین می کرد.
در نهایت اختراعش نتیجه داد: گولیش توانست بارفیکسهایی انجام دهد که فقط با یک انگشت در هر دست انجام میشد؛ نمایشی که از تلویزیون آلمان نیز پخش شد.
گولیش و صعود از دیوارههای بزرگ
استعداد گولیش فقط به مسیرهای کارگاه زده سنگنوردی ورزشی محدود نمیشد. او صعودهایی بزرگ در بکرترین نقاط زمین انجام می داد. در سال ۱۹۸۸، او مسیر یوگسلاویایی (Yugoslavian Route) با درجه 5.12 را در برج بینام (Nameless Tower) در مجموعه قلههای ترانگو(Trango) در قراقروم را بهصورت آزاد صعود کرد.
یک سال بعد، همراه با کورت آلبرت(Kurt Albert)، کریستوف استیگلر(Christof Stiegler) و میلان سیکورا(Milan Sykora)، نخستین صعود مسیر «Eternal Flame» با درجه سختی b+ A2 7 را بر روی همان برج انجام داد. آن ها بیشتر مسیر را آزاد صعود کردند، اما بهدلیل شرایط بسیار سخت، در قسمتهایی از صعود مصنوعی استفاده کردند.
گولیش در سال ۱۹۹۱، به تیمی پیوست که نخستین صعود مسیر «Riders on the Storm» را در برجهای پاین (Paine Towers) پاتاگونیا انجام داد.
گولیش و صعودهای آزاد انفرادی
صعودهای آزاد انفرادی گولیش از همه جسورانهتر بودند. او در سال ۱۹۸۶، پس از سقوطی ۱۰ متری در مسیر «Master’s Edge» در انگلستان که باعث آسیب شدید کمرش شد، برای بازیابی روحیه به یوسمیتی رفت. هدفش مسیر «Separate Reality» بود؛ مسیری با شکافهای دست و بدون تکیهگاه پا، در حالی که پرتگاهی عمیق زیر پایش قرار داشت.
گولیش این مسیر را بهصورت آزاد و انفرادی صعود کرد، با آرامش و دقتی حیرتانگیز. در طول صعود، عکاس معروف هاینتس زاک(Heinz Zak) تصویری از او گرفت که در میانه مسیر، در حالت آویزان، با کیسه گچ در باد ثبت شد. این عکس بعدها به یکی از نمادینترین تصاویر تاریخ سنگنوردی تبدیل شد(تصویر شاخص مقاله).
حادثه مرگبار برای گولیش
گولیش در ۲۹ اوت ۱۹۹۲، در یک مصاحبه رادیویی در مونیخ شرکت کرد. پس از پایان مصاحبه، در مسیر بازگشت به نورنبرگ، پشت فرمان در بزرگراه A9 نزدیک «اینگولاشتات(Ingolstadt)» خوابش برد و خودرواش واژگون شد. او را مدتی در کمای مصنوعی نگه داشتند، اما در نهایت دو روز بعد، در ۳۱ سالگی درگذشت.
میراث گولیش
گولیش در دهه ۱۹۸۰ از روند روبهرشد مسابقات سنگ نوردی فاصله گرفت. او باور داشت که سنگ نورد واقعی کسی است که مسیرهای دشوار متعددی را در نقاط مختلف جهان صعود کرده باشد، نه صرفا یک متخصص محلی.
تأثیر گولیش فراتر از دستاوردهای فیزیکیاش بود؛ طرز فکر او فرهنگ سنگ نوردی را دگرگون کرد. او سنگ نوردی را ترکیبی از هنر و علم میدید؛ جایی که خلاقیت و انضباط در کنار هم معنا پیدا میکردند.
به گفته تیلمان هِپ(Tilmann Hepp) – نویسنده – ، گولیش فقط مسیرها را صعود نمیکرد، بلکه مسائلی جدید خلق میکرد که سنگ نوردان را وادار به پیشرفت میساخت. مسیرهای صعود او در فرانکنیورا(Frankenjura)، حرکات پویا(Dynamics) و گیرههای بسیار ظریف و پرقدرتی را معرفی کردند که استانداردهای زمان خود را به چالش کشیدند. به همین دلیل سنگ نوردان برای همگام شدن با او، مجبور شدند سختتر و هوشمندانهتر تمرین کنند.
«تخته کمپوس(Campus Board)» اختراعی گولیش تنها یک ابزار تمرینی نبود، بلکه تحولی در نحوه آمادهسازی سنگنوردان به شمار میرفت. پیش از او، تمرینها پراکنده و غیرمنسجم بودند، مانند بارفیکس روی چهارچوب در یا آویزان شدنهای تصادفی. گولیش نظم و هدفمندی را وارد تمرین کرد، با تمرکز بر قدرت انفجاری و نیروی انگشتها.
این رویکرد برای بسیاری از سنگ نوردان الهام بخش بود، از پیشگامانی چون جری موفات(Jerry Moffatt) گرفته تا سنگنوردان مدرن مانند الکس مِگوس(Alex Megos)، که هنوز هم با تخته کمپوس تمرین میکنند.
تأثیر گولیش در سنگ نوردی مدرن همهجا دیده میشود. مسیر «Action Directe» هنوز هم یکی از سختترین چالشهای جهان است و تنها سنگنوردان معدودی چون ایکر پو(Iker Pou)، الکس مگوس و آدام اوندرا(Adam Ondra) موفق به صعود از آن شدهاند. تجربه ای که بسیاری آن را متواضع کننده توصیف کردهاند.
اصول تمرینی گولیش شامل ویژگیگرایی، پیشرفت تدریجی، و ریکاوری هدفمند بود که امروزه به بخش اساسی برنامههای تمرینی سنگنوردی تبدیل شدهاند.
خاطره او به عنوان بدلکار «سیلوستر استالونه» ر فیلم صخره نورد (Cliffhanger) – که پس از مرگش در سال ۱۹۹۳ نمایش داده شد – ثبت شده است.