قله چومولاری(Chomolhari )، که با نام «قومولاری (Qomo Lhari)» نیز شناخته میشود، کوهی است که درست روی مرز تبت و بوتان قرار دارد. دیواره شمالی آن با ارتفاع 2700 متر مشرف به فلات تبت است و جبهه جنوبی نیز که کوتاهتر است و یخچالهای بزرگی دارد، سرچشمه رود مقدس «پارو چو(Paro Chhu )» در غرب بوتان است.
برای مردم بوتان و تبت، این قله 7326 متری جایگاه الهه «چومو لاری» است؛ الههای که نگهبان سرزمین، ایمان و مردم به شمار میرود. تا دهه 1990، به دلیل تقدس کوه و سیاست های چین و بوتان، صعود به آن یا کاملا ممنوع بود یا با محدودیتهای شدید انجام میشد. اگر این موضوع را با بادهای بسیار خشن و مسائل مرزی در نظر بگیریم، روشن میشود که چرا در نزدیک به 90 سال، تنها شش گروه شناختهشده تلاش کردهاند به آن صعود کنند. در نهایت می توان گفت «چومولاری قله ای در چنبره سیاست» است.
نخستین صعود به قله چومولاری
چومولاری نخستین بار در ادبیات کوهنوردی امروزی، طی شناسایی اورست در سال 1924 مطرح شد؛ زمانی که نوئل اودل(Noel Odell) دیواره شمالی آن را «پرتگاهی بسیار سهمگین از سنگ و یخ» توصیف کرد.
با این حال، دسترسی واقعی به این کوه تا مأموریت دیپلماتیک بریتانیا به لهاسا در سال 1937 به رهبری «بازیل جان گولد(Basil John Gould)» ممکن نشد.
در این ماموریت «فردی اسپنسر چپمن(Freddie Spencer Chapman)»، که بهطور رسمی پرندهشناس و افسر مخابرات بود، موفق شد مجوزی نادر برای صعود از دولت تبت دریافت کند. چپمن با همراهی شرپایی به نام پاسانگ داوا لاما(Pasang Dawa Lama)، در 20 مه از گردنه جنوبی 5200 متری از سمت تبت صعودش را آغاز کرد و در بوتان فرود آمد. روز بعد، آنها در شرایط مناسب آب و هوایی، یال جنوبشرقی را صعود کردند.
اما فرودشان به سادگی انجام نشد. در نزدیکی قله، زمانی که چپمن مشغول عکاسی بود، پاسانگ لغزید و چپمن را نیز با خود کشید. او 152 متر سقوط کرد، اما سرانجام توانست تنها چند متر مانده به پرتگاه با تبر یخ، خود را متوقف کند.
پس از آن، طوفانی کوه را دربر گرفت و آن دو به ناچار اردو زدند و منتظر آرام شدن هوا ماندند. پس از آن چپمن به درون شکافی یخی سقوط کرد و سه ساعت طول کشید تا با استفاده از طنابهای یخزده، در حالی که پاسانگ از بالا او را نگه داشته بود، بیرون بیاید. آنها که غذاشان تمام شده بود با خوردن برف مخلوط با آرد جو توانستند جان سالم به در ببرند.
در 23 مه آن ها دوباره به گردنه رسیدند و به تبت بازگشتند. این صعود، برای 34 سال بعد، تنها صعود ثبتشده قله چومولاری باقی ماند.
فاجعه در دومین صعود به قله چومولاری
نخستین پادشاه بوتان پس از جنگ جهانی دوم، «جیگمه دورجی وانگچوک(Jigme Dorji Wangchuck)»، در سال 1970 اجازه صعود به این کوه را صادر کرد. در پی آن، یک هیئت نظامی مشترک هند و بوتان به سرپرستی سرهنگ دوم «نرندرا کومار» از ارتش هند سازماندهی شد و «دورجی لاتو»، که بعدها مدیر مؤسسه کوهنوردی هیمالیا شد، رهبری فنی صعود را بر عهده گرفت.
در 23 آوریل 1971، نخستین گروه – پرم چَند، دورجی لاتو، سانتوش آرورا و شرپایی به نام توندوپ – از یال جنوبشرقی به قله رسیدند. برای عبور گروه از شکافهای یخی پاییندست، نردبانهای بامبویی نصب شده بود. لاتو بعدها در «American Alpine Journal» آیینی را که پیش از صعود انجام شده بود چنین توصیف کرد: «در اردوگاه اصلی، طلا، نقره و جواهرات به ایزدبانوی کوه پیشکش شد تا برای صعود اجازه گرفته شود.»
روز بعد، گروه دوم شامل شرپا آنگ نیما و دو افسر به نامهای کاپیتان اس.ال. کانگ و کاپیتان دهارام پال – که هر دو تجربه کمی در کوهنوردی داشتند – عازم قله شد. بر اساس گزارش رسمی برنامه: «آنها از اردوگاه اصلی، با دوربین دوچشمی تا ارتفاع 6800 متری بر روی یال نهایی دیده میشدند، اما پس از آن ابر آنها را دربر گرفت و دیگر هرگز دیده نشدند.»
عملیات جستوجو در 26 آوریل آغاز شد. بالگردهای نیروی هوایی هند بارها در منطقه پرواز کردند و امدادگران زمینی دامنه جنوبی و مرز تبت را جستوجو کردند. در پایان تنها اشیای کوچکی مانند یک لنز تلهفوتو و چند قوطی کنسرو پیدا شد.
کومار بعدها گفت: «اینگونه فرض میشود که آنها از دیواره شمالی به سمت تبت سقوط کردهاند؛ سقوطی بیش از 2400 متر.»
دورجی لاتو نیز احتمال داد که کوهنوردان ناخواسته از مرز عبور کرده و بازداشت شده باشند، اما هیچگاه مدرکی برای این فرضیه به دست نیامد. سرنوشت این سه نفر همچنان نامعلوم است.
صعودی با مستندات ضعیف
پس از آنکه بوتان در دهه 1980 دوباره دسترسی به منطقه را محدود کرد، صعود تأییدشده بعدی از سمت تبت انجام شد. یک تیم مشترک چین و ژاپن در سالهای 1997-1996 از گردنه جنوبی و به گونهای متفاوت از یال جنوبشرقی صعود کرد. این برنامه تنها صعود ثبتشده بین سالهای 1971 تا 2004 به شمار میرود.
در بهار 2004، زوج باتجربه بریتانیایی – نیوزیلندی، «جولی – آن کلایما» و «راجر پین»، صعود از ستون شمالغربی با ارتفاع 1950 متر – که از فلات تبت بهخوبی دیده میشود – را هدف قرار دادند. آنها اردوگاه اصلی را در ارتفاع 4500 متری در جبهه غربی برپا کردند و هفتهها در انتظار پنجره هوایی مناسب ماندند.
پین مینویسد: «باد بیامان بود و حتی در اردوگاه سرعتش از 100 کیلومتر در ساعت فراتر میرفت. بالاتر از 6000 متر روی ستون، صعود ایمن ناممکن میشد. بهمنهای پودری پیدرپی بهطور مداوم فرو میریخت.»
پس از کنار گذاشتن صعود از روی ستون، کلایما و پین زیر نور ماه کامل از گردنه جنوبی عبور کردند. در 7 مه 2004، آنها مسیر عادی را به سبک آلپی و در قالب یک تلاش پیوسته 12 ساعته از اردوگاه بالا صعود کردند. در حالی که هوا بهسرعت رو به وخامت میرفت به قله رسیدند و همان روز با شتاب به اردوگاه اصلی بازگشتند.
پین در گزارشش نوشت: «شهرت چومولاری بهخاطر باد، کاملا بهجا است. باد عامل غالب در همه مسیرهای این کوه است.»
شاهکار اسلوونیایی ها در صعود به قله چومولاری
در پاییز 2006، تیمی ششنفره از اسلوونی یکی از مجوزهای دقیقهنودی چین را که گاهوبیگاه برای این منطقه مرزی صادر میشود، دریافت کرد. مارکو پرزلی، بوریس لورنچیچ، روک بلاگوش، تینه کودر، ماتی کلادنیک و سامو کرملی اردوگاه اصلی را در ارتفاع 5000 متری، کنار دریاچه مقدس در سمت تبت، برپا کردند. در حالی که چهار نفر از اعضا مسیر جدیدی به طول 1900 متر را از آبراهه چپ دیواره شمالی تا یال شرقی صعود کردند (TD+ با یخ پایدار 80 درجه)، پرزلی و لورنچیچ شش روز را صرف گشودن مستقیم ستون شمالغربی کردند؛ ستونی که پیشتر کلایما و پین را پس زده بود.
پرزلی مینویسد: «دو شبمانی(Bivouac) بسیار ناراحتکننده داشتیم. در دومی، زیر یک طاقچه کوچک در ارتفاع 6500 متری، باد آنقدر سهمگین بود که خواب ناممکن شد و ما نیمهیخزده فقط تا صبح دوام آوردیم.»
آنها در 17 اکتبر، پس از صعود ترکیبی تا درجه M6 و یخ تا 90 درجه، با کمترین تجهیزات و بدون طناب ثابت، به قله رسیدند. این مسیر در سال 2007 جایزه «پیوله دور(Piolet d’Or)» را دریافت کرد؛ تنها باری که قله چومولاری به چنین سطحی ازشهرت جهانی دست یافته است.
پرزلی گفته بود: «در چومولاری، کوه همهچیز را تعیین میکند. ما فقط اجازه عبور داشتیم.»
2025: نخستین صعود چومولاری III
در سال 2025 یک برنامه بسیار سطح بالا، تا حد زیادی از نگاه رسانهها پنهان ماند. در ماه فوریه، یک تیم چینی راهی قله چومولاری شد؛ نه برای قله اصلی، بلکه برای قله فرعی صعودنشده «چومولاری III» با ارتفاع 6706 متر. این قله حدود چهار کیلومتر دورتر و در شرق قله اصلی و بر امتداد یال مرزی قرار دارد.
«فو یونگپنگ و لیو یانگ» پیشتر تلاش کرده بودند از یال شمالی صعود کنند، اما باد سرد و خشن آنها را در ارتفاع 6000 متری متوقف کرده بود. لیو در ژوئیه 2025 بازگشت؛ این بار همراه با «سونگ یوانچنگ و هه لانگ».
در 23 ژوئیه، این سه نفر حرکت خود را آغاز کردند و بهسرعت و بهصورت همزمان(Simul-climbing) از نقطه بیشینه تلاش فوریه عبور کردند. آنها برای کاهش خطر بهمن در 700 متر پایینی یال، شبانه صعود کردند.
به گفته کوهنوردان، سه نوار مشخص سنگی بخش بالایی یال را قطع میکرد. گروه در روز نخست، با طولطنابهای ترکیبی قابلحفاظت، از نخستین نوار عبور کرد و سپس در ارتفاع 6200 متری، درست زیر نوار دوم، به یک شبمانی(بیواک) نشسته و بسیار ناراحتکننده تن داد.
سه کوهنورد چینی در 25 ژوئیه از نوار دوم (درجه M4–M5) عبور کردند و شب دوم را بهمراتب بهتر از شب نخست درون غاری کوچک زیر یک تختهسنگ در ارتفاع 6450 متری سر کردند. در روز قله، هنوز باید آخرین گره فنی را حل میکردند: دیوارهای پرشیب از برف عمیق و ناپایدار که با کوچکترین تلنگری فرو میریخت.
پس از چند تلاش ناموفق، لیو یانگ مسیری محکمتر در سمت راست پیدا کرد که به این سه نفر امکان داد اندکی پس از نیمروز 26 ژوئیه به برفتیغه قله برسند. آنها طی دو روز بعد، از همان مسیر با فرود دستبهسنگ و راپل پایین آمدند. در این میان، لیو علائم ادم مغزی ناشی از ارتفاع را نشان داد؛ به همین دلیل، گروه شروع به رها کردن تجهیزات روی کارگاههای دشوار کرد و حتی در بخشهای آسانتر نیز به راپل ادامه داد.
بر اساس گزارش «American Alpine Journal»، هر سه نفر صبح 28 ژوئیه به اردوگاه اصلی رسیدند و بدین ترتیب «چومولاری III» برای نخستین بار صعود شد. آنها مسیر 1400 متری صعود خود را – با درجهبندی AI2، M5 و شیب برف تا 70 درجه، و کاملا بهصورت آزاد – «دیوار درخشان (The Shining Wall)» نامگذاری کردند(این مسیر با «دیوار درخشان» گاشروم IV یکسان نیست).
در سالهای اخیر، قله اصلی چومولاری همچنان بدون صعود باقی مانده است.
چرا صعود به قله چومولاری اینقدر کم است؟
دلایل روشناند و از سال 1937 تاکنون تقریبا تغییری نکردهاند. بوتان مجوز کوهنوردی صادر نمیکند و سمت تبت نیز عملا به روی خارجیها بسته است، زیرا خود یال قله دقیقا روی خط مرزی است. افزون بر این، باد عامل مهم دیگری است؛ تقریبا در همه گزارشهای صعود به بادهای پایدار 80 تا 120 کیلومتر در ساعت در ارتفاعات بالاتر از 6000 متر اشاره شده است، حتی در روزهایی که هوا آرام به نظر میرسد.
قله 6972 متری «چومولاری II» که با نام «تسریم کانگ» نیز شناخته میشود، همچنان صعودنشده باقی مانده است. قله شرقی کمی کوتاهتر، با ارتفاعی در حدود 6922 متر، در سال 2006 توسط همان گروه اسلوونیایی که مسیرهای جدیدی را بر دیواره شمالی قله اصلی گشوده بودند، صعود شد.
در مجموع، کوههای چومولاری یکی از زیباترین و در عین حال کمدیدارترین تودهکوههای 6000 تا 7000 متری در سراسر هیمالیا به شمار میرود.
منبع: وب سایت اکسپلور وب