الیزابت هاولی(Elizabeth Hawley) در 9 نوامبر 1923 در شیکاگو به دنیا آمد و در 26 ژانویه 2018 در کاتماندو درگذشت.
او بیش از ۵۰ سال سفرها و اکسپدیشنهای(Expeditions) هیمالیا را مستندسازی کرد. این کار هاولی در «پایگاه داده هیمالیا» او را به «داور نهایی حقیقت» در دنیای کوهنوردی تبدیل کرد؛ کسی که به «شرلوک هولمز جهان کوهنوردی» معروف شد. در این مقاله نگاهی میاندازیم به گوشه هایی از زندگی و برخی از مهمترین بررسیها و اختلافنظرهایی که او پیگیری کرد.
امروزه از الیزابت هاولی بهعنوان مربی و الگوی بسیاری از خبرنگاران یاد میشود؛ کسی که نقش مهمی در شکلدادن به استانداردهای روزنامهنگاری در نپال داشت؛ آن هم در دهه ۱۹۶۰، زمانی که ارسال خبر از نپال با محدودیتهای شدید ارتباطی همراه بود.
او کار خود را با خبرنگاری آغاز کرد و سپس جهانگرد شد. هنگامی که به نپال رسید جهان مورد علاقه خود را یافت و تا پایان زندگی در آنجا سر کرد.
هاولی از میانه دهه ۱۹۶۰ مدیریت «بنیاد هیمالیای» سر ادموند هیلاری را بر عهده داشت و منابع مالی آن را برای ساخت بیمارستانها، مدارس، پلها، نهالستانهای جنگلی و اعطای بورس تحصیلی به جوانان منطقه اورست اختصاص داد. نسلهای متعددی از شرپاها هنوز به یاد دارند که چگونه از دقت و سختگیری مصاحبههای «میس هاولی(Miss Hawley)» مرعوب میشدند و هنگام بازجوییهای موشکافانه! او برای دریافت بورس تحصیلی، دچار اضطراب میشدند.
ادموند هیلاری، او را «شخصیتی بسیار برجسته» و «زنی با شجاعت و ارادهای بزرگ» توصیف کرده بود.
الیزابت هاولی که به «وقایعنگار هیمالیا» شهرت داشت، بیش از نیم قرن با دقتی وسواسگونه سوابق صعودها در هیمالیای نپال را ثبت کرد. این اسناد سال هاست که مبنای «پایگاه داده هیمالیا» شده اند.
روند راستیآزمایی هاولی در هیمالیا
کار الیزابت در گردآوری دادههای کوهنوردی کاملا اتفاقی آغاز شد. خودش میگفت: «من هرگز کوهی را صعود نکردهام، حتی زیاد کوهپیمایی هم نکرده ام.» در چارچوب کارش برای خبرگزاری رویترز، شروع به نوشتن گزارش درباره فعالیتهای کوهنوردی کرد. در آن روزگار پیشگامانه صعودهای نخستین و اکتشاف های کوهستانی، توجه رسانهها به اکسپدیشنهای هیمالیا بسیار زیاد بود. الیزابت در این مسیر بهشدت به دانش کوهنوردی به نام سرهنگ جیمی رابرتس(Jimmy Roberts )، بنیانگذار شرکت «Mountain Travel»، تکیه داشت.
از سال ۱۹۶۳ به بعد، الیزابت با تمام کوهنوردان فعال در هیمالیای نپال – چه پیش از صعود و چه پس از آن، از جمله گروههایی که از سمت تبت صعود میکردند – دیدار کرد. اسناد او شامل اطلاعات دقیق بیش از ۲۰هزار صعود به حدود ۴۶۰ قله نپال است؛ از جمله قلههایی که با چین و هند مرز مشترک دارند. در جریان حدود ۷۰۰۰ مصاحبه با هیمالیانوردان، پژوهشهای او از یک سو باعث شکلگیری جنجالهایی شد و از سوی دیگر بسیاری از اختلافها را حلوفصل کرد.
قدرت کار هاولی از مصاحبههای پس از صعود با کوهنوردان میآمد؛ مصاحبههایی که در کاتماندو انجام میشد، از زمانی که شهروند نپال شد(هاولی تا پایان عمر در یک آپارتمان در محله «دیلی بازار(Daily Bazaar)»، با همان فولکسواگن بیتل آب رنگش زندگی کرد). سوابق اکسپدیشنهای «پایگاه داده هیمالیا» که او گردآوری کرده بود، مورد اعتماد کوهنوردان، خبرگزاریها، پژوهشگران و نشریات تخصصی کوهنوردی در سراسر جهان قرار گرفت و چند دهه است که توسط ریچارد سالزبری(Richard Salisbury) و باشگاه آلپاین آمریکا منتشر میشود.
اد ویستورز(Ed Viesturs) در کتاب «هیچ راه میانبری به بالا نیست(No Shortcuts to the Top)» مینویسد:
«حتی همان لحظهای که بعد از سی ساعت پرواز به نپال میرسی و در هتل پذیرش میکنی، خانم هاولی میداند که آمدهای. تلفن پذیرش زنگ میخورد و چارهای جز تعیین وقت برای گفتگو با او نداری.»
کوهنوردان اغلب این گفتگوها را «صعود به قله دوم» مینامیدند؛ جایی که روی کاناپه رو به روی او مینشستند و به پرسشهایش پاسخ میدادند. هاولی درباره هوا، مسیر صعود، رنگ برف، کوههایی که از بالای قله دیده میشود، محل پرچمهای دعا و بسیاری جزئیات دیگر سؤال میکرد. اگر پاسخها با هم جور درنمیآمد، صعود را در پروندههایش به عنوان «مورد اختلاف» علامت میزد.
پایگاه داده هاولی
«پایگاه داده» هاولی به ثبت رسمی صعودهای هیمالیا تبدیل شد. مهر تأیید او برای هیمالیانوردان حیاتی بود؛ بدون آن، صعود اثباتشده یا پذیرفتهشده به حساب نمیآمد. رد کردنها از سر دشمنی نبود، بلکه بر پایه اصول و با اولویت دادن به دقت بر شهرت انجام میشد. اسطورههای کوهنوردی هم نظر او را مقدم میدانستند. «میس هاولی(Miss Hawley)»، آنطور که بسیاری صدایش میکردند، خود یک نهاد بود.
راینهولد مسنر(Reinhold Messner)، اسطوره کوهنوردی ایتالیا، میگوید: «اگر به اطلاعاتی درباره صعود قلههای ۸۰۰۰ متری نیاز داشتم، سراغ او میرفتم». داوا استیون شرپا(Dawa Steven Sherpa)، فعال محیطزیست و برگزارکننده برنامههای ترکینگ در نپال، درباره الیزابت هاولی گفته است: «در حالی که این کار اصولا باید وظیفه نهادهای رسمی میبود، آنها هرگز به سختگیری و دقت «میس هاولی» نرسیدند. یکی از بزرگترین خدمات او این بود که کوهنوردان را وادار به صداقت میکرد.»
صعود به شیشاپانگما(Shishapangma)
شیشاپانگما تنها قله بالای ۸۰۰۰ متر است که بهطور کامل در خاک تبت قرار دارد. «قله اصلی» آن ۸۰۲۷ متر ارتفاع دارد. «قله مرکزی» با ارتفاع ۸۰۰۸ متر، گاهی «قله شمالی» هم نامیده میشود، چون هنگام صعود از مسیر استاندارد یال شمالی، در انتهای شمالی آبپخشان قله قرار میگیرد. یک تیغه باریک، قله اصلی و قله مرکزی را به هم وصل میکند.
پیمایش ۲۵۰ متری میان قله مرکزی تا قله اصلی، روی یالی تیغه ای و خطرناک، حدود دو ساعت زمان میبرد. هاولی یک قانون ساده درباره این کوه داشت: «فقط قله اصلی حساب میشود. رسیدن به قله مرکزی کافی نیست.»
دو کوهنورد مشهور این قانون را بهسختی آموختند: بوکری یف(Anatoli Boukreev) و اد ویسترز(Ed Viesturs).
بوکری یف
آناتولی بوکری یف، کوهنورد برجسته روس، در سال ۱۹۹۶ بهعنوان راهنما در اورست فعالیت میکرد و در جریان طوفان معروفی که در کتاب«به سوی هوای رقیق(Into Thin Air)» توصیف شده، به نجات جان چند نفر کمک کرد. او قلههای ۸۰۰۰ متری را بدون اکسیژن کمکی صعود میکرد و سبکش سرعتی بود.
در سپتامبر ۱۹۹۶، بوکری یف بهتنهایی راهی شیشاپانگما شد. از کمپ اصلی حرکت و با سرعت بالا صعود کرد تا به قله مرکزی رسید و پس از ۲۸ ساعت به کمپ بازگشت. حتی بخشی از مسیر بازگشت را اسکی کرد. این یک صعود انفرادی چشمگیر بود و بوکری یف تصور میکرد به قله اصلی رسیده است.
وقتی به کاتماندو برگشت، با هاولی دیدار کرد. پس از این گفتگو بوکری یف با لبخند به دوستانش گفت: «باید دوباره برگردم؛ الیزابت میگوید من در واقع قله را صعود نکردهام». او عصبانی نبود، چون قانون هاولی را درک میکرد. صعود شیشاپانگمای او همچنان بهطور رسمی ناتمام محسوب میشود.
ویسترز، آمریکایی محتاط
اد ویسترز، کوهنورد آمریکایی، به احتیاط و برنامهریزی دقیق شهرت دارد. در دهه نود هدف او صعود هر ۱۴ قله بالای ۸۰۰۰ متر بدون استفاده از اکسیژن کمکی بود. در سال ۱۹۹۳، ویسترز به شیشاپانگما رفت و به قله مرکزی رسید. او قوانین هاولی را میدانست و احساس میکرد این صعود کامل نیست.
ویسترز مینویسد: «بعد از این که میس هاولی مرا موشکافانه بازجویی کرد، از بالای عینکش نگاهم کرد و با لحنی جدی گفت: میدانی که شیشاپانگما را صعود نکردهای، نه اد؟ باید برگردی و این بار درست انجام بدهی».
در سال ۲۰۰۱، او همراه با ویکا گوستافسون(Veikka Gustafsson) بازگشت و بر قله اصلی ایستاد. هاولی این صعود را پذیرفت و ویسترز به نخستین آمریکایی تبدیل شد که هر ۱۴ قله ۸۰۰۰ متری را بدون اکسیژن کمکی صعود کرده است.
دوباره به چو اویو(Cho Oyo) برگرد.
آلن هینکس(Alan Hinkes) میخواست نخستین کوهنورد بریتانیایی باشد که هر ۱۴ قله بالای ۸۰۰۰ متر را صعود میکند. او آخرین قلهاش، چو اویو، را در سال ۱۹۹۰ به پایان رساند، یا دستکم خودش اینطور فکر میکرد. چو اویو یک فلات بزرگ روی قله دارد و بلندترین نقطه واقعی آن، برآمدگی کوچکی در انتهای این فلات است. بسیاری از کوهنوردان پیش از رسیدن به این برآمدگی دست می کشند و اهمیتی هم نمیدهند که کارشان نیمه تمام مانده است.
وقتی هینکس در کاتماندو با هاولی دیدار کرد، پاسخهایش تردیدهایی ایجاد کرد. او دقیقا مطمئن نبود از کجا برگشته و اعضای دیگر گروه هم در مصاحبهها روایتهای متفاوتی ارائه دادند. هینکس به لبه فلات قله رسیده بود، نه خود قله.
هاولی این صعود را «مورد اختلاف» ثبت کرد. بر اساس سوابق او و گزارشهای بعدی، این تصمیم باعث شد نام هینکس از فهرست رسمی کسانی که هر ۱۴ قله را کامل کردهاند حذف شود. شورای کوهنوردی بریتانیا از او حمایت کرد، اما در دنیای کوهنوردی، حرف الیزابت هاولی وزن بیشتری داشت. هینکس هرگز به چو اویو بازنگشت. او همچنان از صعودش دفاع میکند، اما «پایگاه داده هیمالیا» آن را قطعی نمیداند.
الیزابت هاولی سختگیر در صداقت
هاولی برای کوهنوردان اسپانیایی، خوانیتو اویارزابال(Juanito Oiarzabal) و ایناکی اوچوآ دِ اولزا(naki Ochoa de Olza)، احترام ویژهای قائل بود. با سبک خاص خودش، به صداقت آنها اشاره کرده و گفته: «در میان کسانی که با دقت از ادعاهای نادرست پرهیز میکردند، دو اسپانیایی سرآمد بودند؛ یکی در دائولاگیری ۱(Dhaulagiri 1) و دیگری در لوتسه(Lhotse). خوانیتو اویارزابال، که در میان کوهنوردان به وسواس در راستگویی معروف است و حتی خطای برخی را افشا کرده بود، درباره قله ۸۱۶۷ متری دائولاگیری دچار تردید شد.»
هاولی ادامه می دهد: « خوانیتو احساس میکرد به قله واقعی نرسیده است. او در مسیر معمول یال شمالشرقی به یک تیر آلومینیومی عمودی رسید و به او گفته شد این نقطه بهعنوان قله در نظر گرفته میشود. بسیاری از کوهنوردان صرفا با رسیدن به همان تیر، ادعای موفقیت کرده بودند.»
هاولی می نویسد: «اما برای او، این قله واقعی نبود…..بنابراین دوباره یک تلاش دیگر برای صعود انجام داد، اما بهدلیل بادهای شدید مجبور به بازگشت شد، و در نهایت از مسیری متفاوت و در ارتفاعی بالاتر از ۸۱۰۰ متر، از آن تیر عبور کرد و مطمئن شد که واقعا بر فراز دائولاگیری ۱ ایستاده است.»
اوچوآ د اولزا در مسیر عادی لوتسه بود و به نقطهای رسید که احتمالا فقط حدود ۳۰ متر با قله فاصله داشت. با این حال، متوجه شد در سرمای ۳۵- درجه سانتیگراد، چشمانش یخ زده و دیگر نمیتواند ادامه دهد.
هاولی درباره او می نویسد: «او ادعا نکرد که به قله رسیده، هرچند بدون شک بسیار، بسیار نزدیک بود.»
اوه اون – سون(Oh eun-sun) کوهنوردی کره ای
در سال ۲۰۱۰، کوهنورد کره جنوبی، اوه اون – سون، ادعا کرد نخستین زنی است که هر ۱۴ قله بالای ۸۰۰۰ متر را صعود کرده است. آخرین صعود او «کانگچن جونگا(Kangchenjunga)» در سال ۲۰۰۹ بود. با این حال، عکس قله او یک یال را نشان میداد، نه قله واقعی را. هاولی با شرپاها صحبت کرد و آنها گفتند گروه بهدلیل هوای بد زودتر برگشته است. هاولی این صعود را «مورد اختلاف» اعلام کرد.
فدراسیون کوهنوردی کره با نظر هاولی موافقت کرد و رکورد اوه اون – سون حذف شد. پس از آن کوهنورد اسپانیایی، ادورنه پاسابان(Edurne Pasaban)، در سال ۲۰۱۰ مجموعه صعودهای ۱۴ قله خود را کامل کرد و به نخستین زنی تبدیل شد که رکوردی تأییدشده از صعود همه قلههای ۸۰۰۰ متری دارد.
چرا الیزابت هاولی مهم است؟
«میس هاولی» قاضی دادگاه نبود؛ او روزنامهنگاری بود که ثبت و ضبط میکرد. با این حال، کوهنوردان تأیید او را بیش از هر گواهی رسمی میخواستند. راینهولد مسنر او را «تنها مرجع» رکوردهای هیمالیا نامیده بود. بهنوشته کتاب «من در کاتماندو با شما تماس خواهم گرفت(I’ll Call You in Kathmandu)» اثر برنادت مکدونالد(Bernadette McDonald)، مسنر معتقد بود پایگاه داده هاولی از هر فهرست دولتیای صادقانهتر است.
میراث هاولی
الیزابت هاولی پس از یک بیماری کوتاه، در بیمارستانی در کاتماندو در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۸ و در ۹۴سالگی چشم از جهان فروبست. خبر مرگش بهسرعت در میان کوهنوردان و روزنامهنگاران پخش شد. باشگاه آلپاین آمریکا از او با عنوان «وجدان هیمالیا» یاد کرد. حتی مقامهای نپالی – که هاولی گاه بهخاطر سهلگیری در قوانین مجوز از آنها انتقاد کرده بود – به کار او ادای احترام کردند.
بزرگترین دستاورد هاولی تبدیل یادداشتهایش به «پایگاه داده هیمالیا» بود. او در سال ۱۹۹۲ به همراه ریچارد سالزبری(Richard Salisbury) بیش از ۱۰هزار ساعت داده را دیجیتال کرد. این پایگاه که در سال ۲۰۰۴ توسط باشگاه آلپاین آمریکا منتشر شد، به معیار طلایی ثبت رکوردهای کوهنوردی تبدیل شد.
پایگاه داده هیمالیا(The Himalayan Database records) همه اکسپدیشنها از دهه 1950 به بعد را برای قلههای بالای 6500 متر در نپال ثبت میکند. تا زمان مرگ هاولی، این پایگاه شامل بیش از 60000 صعود، 10000 قلهنوردی موفق و همه مرگهای شناختهشده بود. پس از بازنشستگی او، دستیارش بیلی بیرلینگ(Billi Bierling) کارش را ادامه داد. امروز این پایگاه کاملا دیجیتال است و تیم کوچکی در مؤسسه میراث کوهستان در کاتماندو آن را اداره میکند. این اطلاعات هر سال با مجوزهای جدید، گزارشهای قله و جزئیات تلفات بهروزرسانی میشود؛ هرچند بدون موشکافی سختگیرانهای که مشخصه کار خود هاولی بود.
در سال ۲۰۱۴، قلهای به ارتفاع ۶۱۸۲ متر در نپال به نام او نامگذاری شد؛ هاولی دراین باره گفت: «فکر کردم فقط یک شوخی است. کوه ها نباید به نام آدم ها نام گذاری شوند.»