شاید در طول سال های کوهنوردی مان شنیده باشیم که دوستی یا همنوردی در صعودی زمستانی به «سفیدی خورده» و یا «دچار سفیدی» شده است، یا کسی بر اثر این واقعه جانش را از دست داده است. شاید هم خودمان دچارش شده باشیم. گاهی نیز در خاطرات ریش سفیدان و گیس سفیدان خانواده رگه هایی از این پدیده شنیده می شود. نکته مشترک و مهم همه این موارد این است که گرفتارشدگان توان و امکان گریز و بیرون آمدن از آن را نداشته اند. از آنجا که ما به عنوان کوهنوردانی متعهد و آگاه بر این باوریم که نباید در هیچ شرایطی جان خود را به خطر بیاندازیم، لازم است درباره «سپیدکوری و ایمن ماندن در آن» بیشتر بدانیم. پس بیایید با این پدیده بیشتر آشنا شویم و مهم ترین نکات آن را مرور کنیم.
سپیدکوری(Whiteout) چیست؟
«سپیدکوری(Whiteout)» یک اصطلاح هواشناسی و کوهنوردی است و به وضعیتی از کاهش شدید دید گفته میشود که در مناطق برفی رخ میدهد در این شرایط، تشخیص جهت، فاصله و حتی شکل عوارض زمین تقریبا غیرممکن میشود. این حالت شبیه قرار گرفتن در تاریکی مطلق است، با این تفاوت که همهچیز سفید است. چنین شرایطی میتواند باعث احساس سرگیجه، تهوع و اضطراب شود و چون هیچ عارضه ای قابلدیدن نیست یا درک درستی از فاصله وجود ندارد، بهراحتی میتوان دچار سردرگمی و گمگشتگی شد.
در سپیدکوری:
- زمین، آسمان و افق در هم محو میشوند.
- همهچیز به شکل یک سطح سفید یکنواخت دیده میشود.
- سایهها از بین میروند و چشم نمیتواند عمق یا شیب را تشخیص دهد.
- فرد ممکن است احساس کند روی زمین صاف ایستاده، در حالی که در واقع روی شیب تند، لبه پرتگاه یا آبپخشان قرار دارد.
علت های به وجود آمدن سپیدکوری
این پدیده معمولا به دلیل هم زمانی چند عامل رخ میدهد:
- بارش یا کولاک شدید برف
- مه غلیظ در محیطهای برفی
- پوشش کامل زمین با برف تازه
- نور یکنواخت پخششده بر اثر ابرهای ضخیم یا نور یکنواخت خورشید که بازتاب پیدا می کند و کنتراست(تضاد رنگی) دیداری کاملا از بین برود.
چرا سپیدکوری خطرناک است؟
سپیدکوری به دلایل زیر خطرناک است:
- جهت یابی با چشم غیرممکن میشود.
- فرد ممکن است بدون این که متوجه شود دور خودش بچرخد(مسیری تکراری را طی کند).
- خطر افتادن در دره، پرتگاه یا ورود به مناطق بهمن خیز افزایش مییابد.
- اضطراب و تصمیم گیری های اشتباه بیشتر میشود.
- حتی کوهنوردان و طبیعت گردان باتجربه هم در سپیدکوری دچار خطا میشوند.
در چنین شرایطی، لازم است ابتدا آرامش خود را حفظ کنیم. از دست دادن تمام محرکهای دیداری که به آنها عادت کردهایم بسیار نگرانکننده است، اما هنوز چهار حس دیگر و تجربه کوهنوردی خود را داریم.
تفاوت سپیدکوری با مه معمولی
- در سپیدکوری تضاد میان رنگ ها(Contrast) کاملا از بین می رود، اما در مه هنوز کنتراست وجود دارد.
- در سپیدکوری افق محو می شود، اما در مه قابل تشخیص است.
- در سپیدکوری آسمان و زمین را نمی توان از هم تشخیص داد، اما در مه عوارض زمین دیده میشوند.
ایمنی در سپیدکوری
آمادهسازی و برنامهریزی داشته باشیم.
پیش از حرکت، پیشبینی هوا و مسیر صعود را بررسی کنیم. تجهیزات لازم و ضروری را فراموش نکنیم. آن ها در برابر شرایط سخت کوهستان برای ما مانند جان پناه عمل میکنند.
فراموش نکنیم نقشه ای کاغذی را در یک پوشش ضد آب بگذاریم و حتما با خود ببریم؛ همین طور قطب نمای دستی را.
در سپیدکوری عجولانه تصمیم نگیریم.
با بدتر شدن دید، ممکن است وسوسه شویم و سرعت مان را زیاد کنیم و به امید شانس جلو برویم. اما استفاده از اطلاعات کم دیداری و «حس ششم» برای جهتیابی، فقط ما را به دردسر میاندازد. پس وقتی اوضاع رو به وخامت میرود، بایستیم و اوضاع را بررسی کنیم. پیش از حرکت دقیقا مشخص کنیم کجا هستیم. برنامهای بچینیم و یک مسیر امن و عملی تعیین کنیم که بیشترین استفاده را از عوارض اصلی زمین(به ویژه خطوط طبیعی) ببرد و بتوان آن را به بخشهای کوتاه تقسیم کرد. این کار را در آرامش و گروهی انجام دهیم.
اگر گم شدیم، تاجایی که ایمن است و از مسیر مطمئنیم، برگردیم و به سمت یک عارضه طبیعی بزرگ و امن حرکت کنیم؛ سپس دوباره موقعیتیابی کنیم.
در تعیین جهت دقت کنیم.
در سفیدکوری باید دقیق باشیم. با GPS، نرم افزارهای گوشی همراه، نقشه و قطب نما تا حد امکان سمت و جهت درست را برآورد کنیم و آن را با دیگر اعضای گروه چک کنیم. سپس اقدام بعدی را انجام دهیم.
زمین اطراف را شناسایی کنیم.
به این فکر کنیم که قرار است از چه نوع زمینی عبور کنیم. آیا عوارضی وجود دارد که بتوانیم آنها را شناسایی کنیم؟
تغییرات زاویه شیب را ممکن است تشخیص ندهیم، اما اغلب آنها را حس میکنیم یا میبینیم که یکی از افراد گروه بالاتر یا پایینتر از ما ایستاده است.
از خطرها دوری کنیم یا برای شان برنامه داشته باشیم؛ مواردی مانند نقابهای برفی، شیبهای تند و یخزده، میدانهای سنگی، دریاچههای پوشیده از برف و شیبهای مستعد بهمن.
از ابزارهای دیجیتال استفاده کنیم.
ارتفاعسنج ساعتی، اگر بهطور منظم در نقاط معلوم بهروزرسانی شود، ابزار مفیدی است. GPS(یا اپلیکیشن موبایل) در صورت دانستن نحوه استفاده میتواند به جهتیابی کمک بزرگی کند. اما فقط به آن تکیه نکنیم؛ زیرا ممکن است به هر دلیلی از کار بیافتند. مسیرمان را روی نقشه کاغذی و با استفاده از قطب نما هم دنبال کنیم.
یک گلوله برف پرتاب کنیم.
این کار را برای بهدست آوردن اطلاعات درباره زاویه شیب انجام دهیم. یک گلوله برفی با چیزی که کمی رنگ به آن بدهد درست کنیم. سپس آن را به یک سمت پرتاب کنیم. اگر به نظر برسد گلوله برف در هوا معلق میماند، احتمالا شیب در حال بالا رفتن است. اگر گلوله برف پایینتر از سطح پاهای ما فرود بیاید، شیب احتمالا رو به پایین است و اگر گلوله برف ناپدید شود، با نهایت احتیاط عمل کنیم این میتواند نشانه یک پرتگاه باشد.
با احتیاط و نوبتی پیش برویم.
یکی از افراد را جلوتر بفرستیم، از او بخواهیم پس از چند قدم بایستد، به سمتش حرکت کنیم و سپس این کار را تکرار کنیم؛ همیشه از یک سمت مشخص از کنار او عبور کنیم تا جهت درست را گم نکنیم.
در سپیدکوری از خطوط طبیعی استفاده کنیم.
این خطوط مانند نرده راهپله برای جهتیابی ویژگیهای زمین در سپیدکوری عمل می کنند.
خطوطی مانند:
- جویبارها
- رودخانه ها
- آبپخشان ها
- کف درهها
- شیارها(Couloir)
این ویژگیها حتی در سپیدکوری هم قابل تشخیصاند و میتوان مسافت زیادی را با اطمینان نسبی در طول آنها حرکت کرد.
آخرین راه حل
اگر دچار مشکل جدی در جهت یابی شدهایم یا هوا آنقدر بد شده که پیشروی امن نیست و یا به پیدا کردن راهی امن برای بیرون رفتن از میان خطرهای اطراف اطمینان نداریم یا اعضای گروه خسته و از پا افتادهاند، شاید وقت ایستاندن و ماندن باشد. این آخرین راهحل است. بیلچه، سرپناه گروهی، مقداری غذای اضافه و کیسههای بقا میتوانند یک شب خطرناک در کوهستان را قابلتحمل کنند.
علت تهوع و استفراغ در سپیدکوری چیست؟
در سپیدکوری، حذف نشانههای دیداری باعث ناسازگاری شدید میان ورودیهای بینایی و دستگاه دهلیزی – گوش – میشود. این اختلال تعادل، مکانیسمی مشابه بیماری حرکت ایجاد کرده و میتواند به تهوع، سرگیجه و استفراغ منجر شود؛ حالتی که با سرما، خستگی و کمبود اکسیژن در ارتفاع تشدید میشود.
تکنیک حرکت گروهی در سپیدکوری
در چنین شرایطی، افراد باید پشت سر هم حرکت کنند تا همه اعضای گروه در کنار هم باقی بمانند. حتی اگر سپیدکوری نباشد، این کار منطقی است، زیرا همه میتوانند نیازها، مشاهدات و تصمیمگیریها را با هم به انجام دهند.
نکته مهم:
در زمینهای یخچالی و پوشیده از برف و به ویژه در سپیدکوری، چون شکافها دیده نمیشوند، لازم است افراد فاصله مناسبی از هم داشته باشند تا تنها یک نفر روی پل برفی باشد. در این حالت، استفاده از طناب لازم است.
تکنیک راهبری در سپیدکوری
در سپیدکوری، روی زمین هموار هم ممکن است دور خود بچرخیم، حتی اگر فکر میکنیم در خط مستقیم می رویم. برای جلوگیری از این مشکل:
آخرین نفر صف باید یک قطب نما به دست بگیرد. در هنگام حرکت، این شخص جهت قطب نما را با سرقدم – سرپرست – هماهنگ می کند و در نتیجه گروه به سمت درست می رود.
آیا سپیدکوری بر خطر بهمن تأثیر میگذارد؟
سپیدکوری ارتباطی با وضعیت لایههای برف ندارد. خطر بهمن چه باشد چه نباشد، مستقل از سپیدکوری وجود دارد. آنچه مهم است آگاهی از محلهای بالقوه خطر و دانستن راههای دوری کردن از آنهاست. به همین دلیل است که داشتن دانش قبلی درباره جهتگیری شیبها، وضعیت هوا و بهمن شناسی اهمیت حیاتی دارد.
در پایان…..
اگر هیچکدام از روشهای بالا جواب نداد و شرایط بیش از حد دشوار شد، ماندن گروه در سرپناه و پوشیدن کاپشن ضدکولاک بهتر از ادامه دادن مسیر خطرناک است. بهعنوان آخرین راهحل، اگر ارزیابی کردیم که ماندن در سرما یا ادامه مسیر خطرناک است، با امداد و نجات کوهستان تماس بگیریم.