«مهم ترین خبر جهان کوهنوردی در روزهای گذشته (آغاز مردادماه 1405) ریزش بهمن در مسیر قله برودپیک پاکستان و مرگ تلخ نیرمال پورجا و 9 کوهنورد دیگر در آن جا بود. حادثه ای که دنیای کوهنوردی را در شک فرو برد. گفت و گوی زیر که مدتی پیش ترجمه و آماده شده و در نوبت انتشار بود را به یاد او و همنوردانش زودتر از موعد برنامه ریزی شده منتشر می کنیم.»

نیرمال پورجا یکی از موفقترین کوهنوردان معاصر جهان بوده و خواهد بود. او در نپال و از تبار قوم ماگار به دنیا آمد و در دامنههای هیمالیا بزرگ شد. پیش از آغاز مسیر حرفهای کوهنوردی، در نیروهای مسلح بریتانیا بهعنوان یک «گورخا»(سربازان نپالی که پس از گذراندن دوره های سخت در ارتش بریتانیا استخدام می شوند) خدمت کرد و بعدها به «سرویس ویژه دریایی»، یگانی نخبه در نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا، پیوست. امروز(دسامبر 2021)، پس از یک دهه کوهنوردی در مرتفعترین کوههای جهان، او رکوردهای متعددی در کارنامهاش دارد که در مجموع، مرزهای ممکن در کوهنوردی ارتفاعات بالا را بازتعریف کردهاند.
در سال ۲۰۱۹، در برنامه ای که آن را «پروژه ممکن» نامید، «نیمز» تمام چهارده قله بالای هشتهزار متر را در کمی بیش از شش ماه صعود کرد؛ در حالی که رکورد پیشین اندکی کمتر از ۸ سال بود. او در جریان این پروژه، همچنین نخستین کوهنوردی بود که قلههای اورست، لوتسه و ماکالو را در کمتر از ۴۸ ساعت صعود کرد. نیرمال پورجا در سال ۲۰۲۱، به همراه نه کوهنورد نپالی دیگر، نخستین صعود زمستانی موفق K2 را به انجام رساند: نوعی «جام مقدس» در کوهنوردی ارتفاعات بالا که از دهه ۱۹۷۰ شاهد تلاشهای ناموفق متعددی برای صعود زمستانی بوده است. در نوامبر همان سال، نیمز فیلم «۱۴ قله» را در نتفلیکس منتشر کرد که کارزار «پروژه ممکن» او را روایت میکرد.
پیش از مسیر حرفهایتان در کوهنوردی، شما در نیروهای مسلح بریتانیا بهعنوان «گورخا» خدمت کردید و سپس در سال ۲۰۰۹ به «سرویس ویژه دریایی» پیوستید. کدام جنبههای تجربه نظامیتان در کوهها برایتان مفید بود؟
بیشتر مهارتهایی که در ارتش یاد میگیری، قابلانتقال هستن. اگه به آدمهای واقعا موفق دنیا نگاه کنی، طرز فکرشون یکیه، زود بیدار میشن، بهشدت منظمن، درباره تصمیمهایی که میگیرن دقیقن و طرز فکر مثبت، عزم و شخصیت محکم رو دارن. اینها مهارتهای قابلانتقال از یک شغل به شغل دیگهن؛ پس چیزی که تو ارتش یاد گرفتم، به محیط کوه هم قابلانتقال بود. بزرگترین چیزی که آموزش نیروهای ویژه بهم یاد داد، این بود که تو محیطها و موقعیتهای بسیار پراسترس کار کنم. همیشه باید تصمیم درست رو بگیری و همینه که تو کوهها هم صادقه. و رهبری چیز دیگه ایه که از مسیر نظامیام یادگرفتم.

شباهتهای بین یک تمرین نظامی و یک اکسپدیشن کوهنوردی چیست؟
برنامهریزی همهچیز با جزئیات کامل و پیشبینی این که چی ممکنه اشتباه پیش بره. با این حال، باید تأکید کنم که کوهنوردی در ارتفاعات بالا، بازی کاملا متفاوتی نسبت به نظامیگریه؛ هر کسی که به کوه صعود میکنه نمیتونه تو ارتش باشه و برعکس. برای صعود کوههای بزرگ همچنان به مهارتهای متفاوتی نیاز هست. به همین دلیله که بیشتر راهنماهای کوه، شش سال طول میکشه تا دوره هاشون رو تموم کنن.
در سال ۲۰۱۲ شما به قله «لوبوچه شرقی (۶۱۱۹ متر)» صعود کردید، که نخستین صعود بزرگ تان بود. آیا در آن زمان متوجه شدید که کوهنوردی بخش عمدهای از زندگیتان خواهد شد؟
بله، هرچند فقط صعود به لوبوچه شرقی نبود. وقتی داشتیم از «نامچه بازار» بالاتر میرفتیم، اون قله غولپیکر رو دیدم. آما دابلام رو می گم؛ زیباترین و نمادینترین قله هیمالیا. از اونجا شروع کردم به دیدن اورست و لوتسه؛ اون محیط بی اندازه برام شادیبخش بود، تو پوست خودم نمی گنجیدم؛ کل تجربه رفتن به منطقه اورست، باعث شد بخوام بیشتر صعود کنم.
شما در سال ۲۰۱۴ به قله دائولاگیری، نخستین هشتهزارمتریتان، در زمانی بسیار سریع صعود کردید. چه خاطراتی از این اکسپدیشن دارید؟
فهمیدم چقدر قوی هستم، چون تقریبا ۶۵ تا ۷۵ درصد مسیر نهایی صعود رو خودم مسیرگشایی کردم. این خاطره خوبیه که یادمه!
بعد از دائولاگیری، متوجه شدید که هم از نظر جسمی و هم روانی، بهطور خاص برای کوهنوردی در ارتفاعات بالا مناسب هستید؟
بله، فهمیدم میتونم با سرعت زیادی کار کنم، که فاکتور خیلی مهمیه برای موفقیت در ارتفاعات بالا، و کوهنوردی بهطور کلی. بدیهیه که بودن تو نیروهای ویژه ایجاب میکرد خیلی آماده باشم، اما همچنین من یه سری مزیتهای فیزیولوژیک خاص هم دارم که باعث می شه بتونم تو ارتفاع بالا فعالیت کنم، پس ترکیبی از این عوامل بود.

شما «پروژه ممکن» – صعود به تمام ۱۴ هشتهزارمتری در یک سال – را در آوریل ۲۰۱۹ آغاز کردید. آیا وقتی شروع کردید انتظار داشتید موفق به تکمیل آن شوید؟
در مارس ۲۰۱۹ من کار نظامیام، درآمدم از اون و همهچیز رو کنار گذاشتم. این ریسک بزرگی بود، اما من همیشه اعتقاد داشتم که یکی باید این چالش رو انجام بده تا به دنیا نشون بده هیچچیزی تو کوهنوردی ارتفاعات بالا غیرممکن نیست. خیلی سخت بود چون فقط ۱۵ درصد بودجه رو داشتم. هیچکس واقعا باور نداشت که ممکنه، پس بودجهای که بخش حیاتی اصلی پروژه بود، وجود نداشت، اما به هر حال به نپال پرواز کردم چون همیشه باور داشتم وقتی به همون شیوهای که گفته بودم شروع به صعود کنم، مردم باور میکنن که ممکنه. بله، ریسک بزرگی بود و باید اون رو برای خودم و گروهم محاسبه میکردم، در نهایت تونستیم انجامش بدیم.
شما در اکتبر ۲۰۱۹ به قله شیشاپانگما در تبت صعود کردید و آخرین قله «پروژه ممکن» رو با موفقیت تکمیل کردید. وقتی چالش رو تموم کردید چه حسی داشتید؟
خیلی خوشحال بودم که چالش تموم شده، اما بهمحض این که تمومش کردم، مستقیم رفتم سراغ مأموریت دومم که خریدن یه سرپناه تو کاتماندو برای والدینم بود تا بتونن زیر یه سقف بمونن. مادرم تو یه اتاق اجارهای زندگی می کرد و پدرم تو چیتوان بود، پس این مأموریت بعدیم بود. کمی طول کشید، اما تونستم خونهای تو کاتماندو براشون بخرم تا بتونن با هم باشن.

شما در طول اون صعودها در سال ۲۰۱۹، چند رکورد کوهنوردی رو شکستید. سختترین بخش «پروژه ممکن» چه بود؟
سختترین بخش قطعا تأمین بودجه بود. اما از نظر خود صعودها، صعود به قله کانگچن جونگا بود که اکسیژنمون رو تو ۸۴۵۰ متری برای نجات دو کوهنورد دادیم. فقط آدمهایی که با فیزیولوژی کوهنوردی در ارتفاعات بالا آشنان، متوجه می شن چقدر سخت میتونه باشه وقتی اون بالا اوضاع خراب میشه.
شما اغلب در هیمالیا بدون اکسیژن کمکی صعود میکنید، اما در شیشاپانگما از آن استفاده کردید. چطور تصمیم میگیرید که در مرتفعترین کوههای جهان از اکسیژن استفاده کنید یا نه؟
بله، من همیشه از اردوگاههای بالاتر تو «پروژه ممکن» از اکسیژن استفاده کردم و صرفا به این خاطر که داشتیم مسیرها رو باز میکردیم و طنابها رو ثابت میکردیم. برای کسایی که با کوهنوردی ارتفاعات بالا آشنا نیستن باید بگم، مسیرگشایی و ثابت کردن طناب زمانی که تا کمر تو برفی و با اکسیژن کمکی نفس می کشی از وقتیه که در مسیری هستی که پیشتر باز شده و طناب ثابت و بدون اکسیژن کمکی حرکت کنی، سخت تره. من میتونم از هر دو تجربه صحبت کنم، چون هر دو رو انجام دادم.

در ژانویه ۲۰۲۱، شما با نه کوهنورد نپالی دیگر، با انجام نخستین صعود زمستانی K2 تاریخساز شدید. چه حسی داشت که در سردترین فصل سال بر قله K2 بایستید؟
حس فوقالعادهای بود؛ این که هر ده نفرمون از تیم نپال، همزمان به اون قله برسیم، شگفتانگیز بود. این یه تلاش گروهی بود، و افتخار میکنیم که بخشی از تاریخ بشریت و کوهنوردی بودیم. میخواستیم به دنیا نشون بدیم که با طرز فکر مثبت، عزم و کار گروهی، همهچیز ممکنه.
صعود زمستانی K2 بهخاطر هوای شدید و بادهای قویای که این کوه داره، چالشبرانگیزتر از صعود زمستانی دیگر هشتهزارمترهاست. یادمه یکی از اردوگاههاتون در طول صعود توسط طوفان نابود شد. سختترین بخش K2 در زمستان چه بود؟
هوا خیلی چالشبرانگیز بود. با این وضعیت روبهرو بودیم که پیشبینیهایی که میگرفتیم، اصلا با چیزی که رو زمین داشت اتفاق میافتاد جور در نمیاومد. همونطور که اشاره کردی، یکی از اردوگاههامون توسط هوا نابود شد و تو اون اتفاق، کیت پاراگلایدینگم رو از دست دادم. برنامه داشتم از قله K2 اسپیدفلای کنم، اما گویا قرار نبود اینطور بشه!

چالش سخت دیگه برای من بهعنوان رهبر اکسپدیشن بود، چون همه میدونستن K2 در زمستان، آخرین، سختترین و افراطیترین چالش باقیمانده تو هشتهزارمترهاست، پس طبیعتا هر کوهنوردی اونجا میخواست برای خودش و کشورش اسمی دربیاره. برای من، بزرگترین چالش برنامهریزی کل اکسپدیشن بود، درحالیکه با اون فشار و انتظار سروکله میزدم و اطمینان حاصل میکردم بهترین شانس رو به تیمم میدم تا نخستین گروه دهنفره کوهنوردان نپالی باشیم که میتونن پس از یه صعود تاریخی تو هیمالیا، همزمان بر یه قله بایستن.
شما K2 رو در زمستان بدون استفاده از اکسیژن کمکی صعود کردید؛ تنها عضو گروه که این کار رو کرد. صعود یک هشتهزارمتری بدون اکسیژن کمکی چقدر سختتر است؟
با وضعیتی که دنیا داره، همیشه آدمهایی هستن که هر کاری بکنی، انتقاد میکنن. پیش از این که «پروژه ممکن» رو انجام بدم، هیچکس باور نداشت که همه ۱۴ قله رو میشه تو کمی بیش از ۶ ماه صعود کرد، من این کار رو کردم و بعد مردم شروع کردن درباره اکسیژن حرف زدن. فقط اون آدمهایی که صعود میکنن و «راهش رو میرن»، میفهمن.
برای خودتان شخصا، جنبههای کلیدی رویه امن در مرتفعترین کوههای جهان چیست؟
جنبه کلیدی رویه امن اینه که واقعا با خودت صادق باشی. اگه بهخاطر غرور خودت رو تحتفشار بذاری و بیشازحد فشار بیاری که صعود کنی چون آدمهای دیگه این کار رو کردن، و به توانایی واقعیات وفادار نمونی، دچار دردسر بزرگی میشی. با خودت و تواناییات صادق باش.

از سال ۱۹۸۷ تلاشهای متعددی برای صعود زمستانی K2 صورت گرفته بود که همگی ناموفق مانده بودند. آیا لحظه خاصی بود که بتوانید با تیمی تمامنپالی بر قله بایستید؟
البته! تیم نپالی همیشه پیشگامان هشتهزارمترها بودن و برای من، این که بتونم این تیم رو رهبری کنم و هر ده عضو نپالی همزمان به قله K2 برسن، منحصربهفرد بود. من به افتخار یک نفر باور ندارم، میخواستم همه احساس کنن بخشی از این دستاورد بزرگ هستن، چون همه همزمان سخت کار میکردن. همچنین، وقتی روی K2 بودیم، وضعیت خیلی بدی تو دنیا بهخاطر پاندمی بود. من میخواستم قدرت اتحاد رو به دنیا نشون بدم و بگم باید متحد بشیم تا بتونیم با مسائل بزرگتر کنار بیایم. این پیام روشنی بود که میخواستم منتقل کنم.
آیا فکر میکنید وضعیت فعلی شرکتهای غربی که با پشتیبانی شرپاهای نپالی، خدمات راهنمایی در هیمالیا ارائه میدهند، در آینده تغییر خواهد کرد؟ آیا شرکتهای بیشتری ادارهشده توسط شرپاها، بستههای کوهنوردی خودشان را ارائه خواهند داد؟
بله، حتی الان هم میتونیم ببینیم داره بهآرومی تغییر میکنه، و فکر میکنم در آینده تعادل خوبی بین شرکتهای ادارهشده توسط شرپا و دوستان خارجیمون خواهد بود. الان باید بگم متعادل نیست. اما نهایتا تعادل منصفانهای بین دنیای غرب اروپا و نپال خواهد بود، تا منصفانه باشه و مشخصه که همین الان هم داره تو اون جهت حرکت میکنه.

بهترین چیز در صعود به مرتفعترین کوههای جهان چیست؟
بهترین چیز برای من در صعود به مرتفعترین کوههای جهان اینه که اون بالا واقعا زنده میشم. وقتی به سطح دریا پایین میآم، میتونه دنیایی دیوانهوار و بسیار خودخواهانه باشه. اما تو کوهها آرامشم رو پیدا میکنم. وقتی تو بلندترین جاهای زمین هستم، بیشترین حس زندگی رو دارم چون فقط تو همون لحظه زندگی میکنم.
بزرگترین چالشهای فعلی برای مردم نپال چیست؟
بزرگترین چالشی که الان داریم، بدیهیه که پاندمیه که همه دنیا رو تحتتأثیر قرار داده. امیدوارم گردشگری تو نپال بهزودی برگرده و بتونیم به شرایط عادی برگردیم.
بزرگترین مسائل زیستمحیطی پیشروی هیمالیا چیست؟
نهفقط در هیمالیا، بلکه در سراسر دنیا، گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی بزرگترین تهدیدها هستن. بیشتر یخچالهای طبیعی دارن ذوب میشن و بعضیهاشون کاملا دارن ناپدید میشن. نکته اصلی اینجاست که طبیعت همیشه ترمیم میشه، اما آیا ما بهعنوان نسل بشر میتونیم اون رو تحمل کنیم؟ میتونیم بهبود پیدا کنیم؟ پس این چیزیه که همه باید تو ذهنمون داشته باشیم. فکر نمیکنم اگه خیلی محتاط نباشیم و اگه الان تمام دلمون رو برای مراقبت از سیارهمون نذاریم، دووم بیاریم. این بزرگترین مسئله دنیای امروزه و باید همین الان اقدام کنیم!
منبع: گفت و گو با نیمز